در كتاب داستان روزنامهنگاري متوسط الحال كه در 90 سالگي دلبسته دختري نوجوان ميشود بيان شده و شخصيت اصلي داستان ضمن اين عاشقي خاطرههاي گذشته خود را در ارتباط با روسپیانی که هم دمش بوده اند مرور ميكند.
كتاب اما جنجال بسياري برانگيخت تا جايي كه يك مقام وزارت ارشاد ضمن اعلام خبر لغو مجوز چاپ دوم كتاب صدور مجوز آن را ناشي از يك غفلت دانست و گفت فردي كه عامل اين غفلت بوده از كار بركنار شده است.رمان نسبت به شاهكارهاي ماركز با فاصله بسيار زيادي قرار دارد و شايد اگر اين حاشيه را نداشت هيچ وقت اين قدر در مركز توجه قرار نميگرفت.
انگشت نشانِ شهر و مردم شده ام
آواره ی کوچه های گندم شده ام
در مشهد تو راه ندادند مرا
زنجیری دربارِ تو در قم شده ام
قم ـ هزار و سیصد و بی کسی
تسليناپذير رمان پرحجمي از كازوئو ايشي گورو نويسنده ژاپنيالاصلي است كه از 5 سالگي با خانوادهاش به انگلستان مهاجرت كرده است. گورو نويسندگي را از سال 1982 شروع كرده و با رمان «بازمانده روز» به اوج شهرت رسيد به طوري كه اكنون كتابهايش به 28 زبان ترجمه شده و ميليونها نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رفته است. از فيلم بازمانده روز فيلمي نيز به نقشآفريني «آنتوني هاپكينز» ساخته شده است. او براي اين كتاب جايزه بوكر را نيز گرفت.
گورو كه قبل از نويسندگي به نوشتن ترانه و مددكاري اجتماعي ميپرداخته است در اين رمان با سبك خاص خود دنياي از ناگهان ما را رقم زده است. رمان درباره مردی است كه به يكي از شهرهاي اروپا سفر ميكند و قادر نيست با روابط و مناسبات روزانه مردم اين شهر ارتباط برقرار كند. گورو در اين كتاب تجربه جديدي در فرم و ساختار روايت را به نمايش گذاشته و مخالفتها و موافقتهاي زيادي را برانگيخته است. نيويورك تايمز اين كتاب را اصليترين و عاليترين كار ايشيگورو كه تاكنون خلق كرده ميداند. در رمان تسليناپذير زندگي آنطور كه نويسنده حس ميكند بيان شده است؛ يك لابيزنت هزارتو . خود نويسنده تسليناپذير را ادامه رمان «بازمانده روز»ميداند و مانند آن داستان كتاب را متفاوت و سخت معرفي ميكند.
تسلي ناپذير را انتشارات ققنوس در 736 صفحه و تحت 36 فصل با ترجمه سهيل سمي منتشر كرده است.
كمتر كسي از اهالي فلسفه است كه گذارش به خيابان ابوريحان و انتشارات حكمت نيافتاده باشد و احيانا پشت ويترين آن معطل نشده و كتابي نخريده باشد.
اما اين انتشارات ممحض در حوزه فلسفه و عرفان كه برخي از كتابهاي معروف شهيد مطهري و علامه طهراني نيز اختصاصا توسط اين نشر انتشار يافته است امسال دو جلد ديگر از مجموعه چهارجلدي تاريخ فلسفه اسلامي را به زيور طبع آراسته، اين مجموعه بينظير و ترجمه آن به فارسي داراي اهميت بسياري است. واقعيت اين است كه تا جنگ جهاني دوم تمام تاريخ فلسفه اسلاميهايي كه در دسترس بوده يا توسط مورخان فلسفه غربي تدوين يافته بود يا ترجمهاي از كوششهاي اين دانشمندان عربي به زبانهاي ممالك اسلامي و مخصوصا عربي بود. تا جايي كه جعل تركيب فلسفه عربي به جاي اسلامي در برخي متون اتفاق افتاد. اما مجموعه حاضر در كنار كوششهاي ديگر اخير، اتفاقي بسيار خوب تلقي ميشود. مجموعه حاضر كه جلد اول آن پيشتر در سال 1383 ترجمه و چاپ شده بود زيرنظر دكتر سيدحسين نصر و دكتر اليورليمن در چند ده فصل و چهار جلد به انگليسي تهيه شده است.
ويژگي اين مجموعه اين است كه اصل هر مدخل به متخصصان جهاني آن موضوع واگذار شده و بعضي از مداخل نيز توسط دكتر نصر و دكتر ليمن كه از متخصصان نامآور فلسفه اسلامي هستند. نوشته شده. همچنين ترجمه اين 3 مجلد نيز توسط استادان خوب فلسفه دانشگاههاي ايران كه در ضمن با نويسنده اصلي متن و خود موضوع مدخل آشنايي كافي داشته؛ انجام گرفته است.به عنوان مثل ميتوان به مدخل كلام قديم كه توسط محمدعبدالعليم و مدخل ابنعربي و مكتبش كه به قلم ويليام چتيك نگارش يافته اشاره كرد و اين كه ترجمه هر دو اين مداخل توسط دكتر محسن جهانگيري انجام پذيرفته است. از ديگر ويژگيهاي اين كتابها سطح علمي و در عين حال روان و سليس بودن متن است كه در حوزه فلسفه معمولا به راحتي با هم جمع نميآيند.آنگونه كه دكتر نصر در پيشگفتار كتاب ميگويد اين اثر سومين كوشش در نيم قرن اخير براي تدوين يك تاريخ فلسفه اسلامي كامل است كه توسط انتشارات راتلج سامان پذيرفته. استقبال از جلد سوم مجموعه تا حدي بوده كه به نظر ميرسد ناشر براي نمايشگاه كتاب 87 مجبور به تجديد چاپ اين جلد شود.
به بهانه مرگ آرتور سی کلارک نویسنده داستانهای علمی تخیلی (فیلم « 2001 ، یک اودیسه فضایی »کوبریک که یادتان هست)
داستانهاي علمي- تخيلي، داستانهايي هستند كه ناشر آن ميگويد اين اثري علمي- تخيلي است! اين يك تعريف از ژانري است كه اين روزها يكي از برجستهترين پديدآورندگانش را از دست داده. قالبي كه در سينما و ادبيات طرفداران سينهچاك مخصوص خود را دارد. اما چرا ميان اين همه تعريف منطقي كه كوشش شده تا جامع و مانع نيز باشند سراغ تعريف ذكر شده ( كه بيشتر به يك شوخي ميماند) رفتيم؟ پاسخ با نگاهي به بستر زبانياي كه اين تعريف در آن مطرح ميشود، خيلي روشن است. ژانر علمي-تخيلي يعني همآميزي با شكوه تخيل و علم در سرزميني كه هنوز مدرسههاي كپري دارد و دانشآموزان و حتي دانشجويان رشتههاي فنياش خيلي از وسايل آزمايشگاهي را از نزديك نديدهاند كه هيچ بلكه اصولا نامشان را هم نشنيدهاند.
واقعيت اينكه اين قالب ادبي- سينمايي در فرهنگ ايراني هيچ جايي ندارد؛ چيزي خجالتآور نيست. حداقل خجالتآورتر از مفهوم وارداتياي كه تنها به ضرب ترجمه ميخواهيم بشناسيمش نيست.
آن هم ترجمهاي نيم بند و تازه بعد از چند 10سالي كه از پديدآمدن آن اثر گذشته و تمام پيشبينيهاي نويسنده محترم (پيشبينيهاي علمي برآمده از تخيل علمي نويسنده همه هويت و حيثيت برخي از زيرمجموعههاي اصلي اين نوع از ژانر است) ديگر از هيجانبرانگيزي خود افتاده...
به من حق بدهيد دست خودم نيست كه هر وقت از كتابهاي علمي-تخيلي ميشنوم ياد بچههاي معصوم آن دبستان روستايي ميافتم كه به خاطر نقض فني بخاري نفتيشان در قرن اتم...
پرتقال فروش را خودتان پيدا كنيد...
* در ضمن پرونده ویژه ی روزنامه همشهری (۱۵ فروردین) را درباره این نویسنده دانشمند از دست ندهید.